اتل متل جدايي، عروسكم كجايي؟ گاو حسن پريشون، يه دل داره پرازخون، عشقم رفت هندستون، خونه ام شده قبرستون، يه عشق ديگه بردار، يه دنياغصه بردار، اسمشو بذاربچگي، تااخرزندگي ... هآچين وواچين تموم شد، عمرمنم حروم شد
آتشیکه عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار میآورد و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشتهباشم
نويسنده: جاوید مورخ: یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 در ساعت: 14:44